دکتر نوشت

خرید بک لینک

چندین بار نوشتم و پاک کردم

هفته پیش نوشتم شک دارم در من زنده باشی

و نوشته م رو نصفه رها کردم

امشب اومدم بنویسم از حالم

نوشته هام رو که خوندم فقط به یه نتیجه رسیدم

تو عین آتیش زیر خاکستر میمونی و هروقت میبینمت این خاکستر رو جا به جا میکنی و دوباره آتیش دوست داشتنت شعله میکشه!

دکتر نوشت...

ما را در سایت دکتر نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:46

انگاری خیال تو و تمام اتفاقات اخیر دست به دست هم دادن که هرچی میگذره بجای تو از عاشق شدنم متنفر بشم

خودت نمیدونی

اما تمام این حرفایی که میشنوم و اتفاقاتی که میوفته بخاطر عاشق تو شدنه

عشقت به نتیجه نرسید و جز دردسر و حرف شنیدن و خورد شدنم برای من چیزی نداشت

یک طرفه عاشق نشید

شاید اوایل حالتونو خوب کنه اما بعدش یکاری میکنه که تا ته سیاهی میبرتتون

یکاری میکنه که هر ثانیتون بشه گریه

گریه نه بخاطر نرسیدن بلکه بخاطر خورد شدن و تحقیر شدن!

دکتر نوشت...

ما را در سایت دکتر نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 106 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:46

سلام دوستان شرمنده چند روزی نبودماین هفته با خانواده رفته بودیم کیش،واقعا به چنین سفری از نظر روحی احتیاج داشتم،قطعا دلم برای آرامش اونجا تنگ میشهدوس داشتم اولین سفرم به کیش با کسی باشه که دوسش دارم ا دکتر نوشت...

ما را در سایت دکتر نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:46

دوستم بهم گفت ترلان تو موقعیتش رو نداشتی توی این چندسالبیا موقعیتش رو ایجاد کنیم که دوتایی باهم باشیدشاید اوکی بشه،لااقل تلاشتو کردی!گفتم دقیقا چجوری باهاش رو به رو بشم؟گفت خودت خوب میدونی کجا بری!گفت دکتر نوشت...

ما را در سایت دکتر نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:46

من تا به حال فکر میکردم که اون بیخیال ترین آدم دنیاستو براش هیچ اهمیتی ندارمحتی فکر نمیکردم بهم فکرم بکنه چه برسه به اینکه اسمم رو به زبون بیارهفهمیدم چندماهیه همش از من میپرسهچیزی میخره میگه به ترلان دکتر نوشت...

ما را در سایت دکتر نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 106 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:46

یه چیزی رو میدونستید؟دوست من اصالتا اصفهانیه ولی پدر و مادرش ازدواج کردن اومدن تهران،الان که چندین ساله میگذره همچنان دوس دارن برگردن شهرشونحالا که بچه هاشون بزرگ شدن و هرکدوم زندگی خودشون رو دارن خیل دکتر نوشت...

ما را در سایت دکتر نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:46

دلم یک روز زندگی پر از مشغله قبلم رو میخوادهمون روزایی که از دانشگاه میرسیدم خونه از خستگی میخوابیدم تا صبح و صبح فرداش با غر زیادی ساعت پنج و نیم بیدار میشدم و خودم رو میچپوندم تو متروی شلوغ،روزایی ک دکتر نوشت...

ما را در سایت دکتر نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:46

صفحه بندی